دسته: شعر تلخ

شعر تلخ زندگی – شعر تلخ جدایی

امیدوارم این شعر های تلخ  مورد قبولتون باشه میدونم با خوندنوشون ممکنه
خیلی ناراحت بشین اما شاید کمی برای دلتون خوب باشه
این دسته شامل  شعر تلخ زندگی شعرهای تلخ عاشقانه شعر تلخ جدایی هست
امیدوارم خوشتون بیاد با سپاس

هر چه را می‌نگرم می‌گذرد

تا لبش در نظرم می‌گذرد آب‌گشتن ز سرم می‌گذرد فصل گل منفعلم باید ساخت ابر بی‌ چشم ترم می‌گذرد زین گذرگه به کجا دل بندم هرچه را می‌نگرم می‌گذرد در بغل نامهٔ عتقا دارم خبرم بیخبرم می‌گذرد حلقه شد قامت و محرم نشدم عمر بیرون…

دل نخواهم جان نخواهم آن من کو آن من-مولانا

کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من خود ندانستی به جز تو جان معنی دان من تا نه ردی کردمی و نی تردد نی قبول بودمی بی‌دام و بی‌خاشاک در عمان من غیر رویت هر چه بینم نور چشمم کم شود هر کسی را…

من آن مرغم که افکندم به دامِ صَد بلا خود را

عکس نوشته غمگین از اشعار وحشی بافقی   من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را نه دستی داشتم بر سر، نه پایی داشتم در گل به دست خویش کردم اینچنین بی دست…

شلاق شلاق مرا کشت نگاهش

عکس نوشته غمگین شلاق شلاق مرا کشت نگاهش هر پلک که میزد مرا حد دگر بود   امیدوارم  این عکس نوشته غمیگن مورد توجه شما قرار گرفته باشد سایت حس نگار دارای مجموعه ای از بهترین عکس نوشته ها است 0